English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (26 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
outride U دربرابر طوفان ایستادگی کردن در مسابقه چیره شدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
brake lining U مادهای با کارایی خوب دربرابر اصطکاک و مقاومت دربرابر حرارت زیاد
post diluvian U زیست کننده پس از طوفان پس از طوفان رخ داده
endured U بردباری کردن دربرابر
dure U بردباری کردن دربرابر
endure U بردباری کردن دربرابر
endures U بردباری کردن دربرابر
abided U ایستادگی کردن
hold one's own U ایستادگی کردن
abides U ایستادگی کردن
abide U ایستادگی کردن
hold one's ground U ایستادگی کردن
play out U تا اخر ایستادگی کردن
to make a stand U مقاومت یا ایستادگی کردن
outdare U تحریک بجنگ کردن دوام اوردن دربرابر
abye U کفاره دادن ایستادگی کردن
stand out U دوام اوردن ایستادگی کردن
To make a stand against injustice. U درمقابل ستم ایستادگی کردن
aby U کفاره دادن ایستادگی کردن
withstand U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstood U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstands U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstanding U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
resisted U پایداری کردن ایستادگی کردن
resists U پایداری کردن ایستادگی کردن
resist U پایداری کردن ایستادگی کردن
resisting U پایداری کردن ایستادگی کردن
antediluvian U وابسته به پیش از طوفان پیش از طوفان نوح
deluges U غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluged U غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluging U غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluge U غرق کردن طوفان ایجاد کردن
proficient U چیره
dominant U چیره
in d. from U دربرابر
along side of U دربرابر
against U دربرابر
in contradistinction to U دربرابر
to take eggs for money U را با دربرابر
to U دربرابر
in contrast with U دربرابر
dextrous U چیره دست
dominates U چیره شدن
overcomes U چیره شدن
overcome U چیره شدن
overcoming U چیره شدن
prevailing wind U چیره باد
dominate U چیره شدن
skill U چیره دستی
adroit <adj.> U چیره دست
master U چیره دست
dominated U چیره شدن
dexterous U چیره دست
mastered U چیره دست
masters U چیره دست
on payment U دربرابر پول
master U چیره دست شدن
copy protection U حفافت دربرابر کپی
contenders U مدعی دربرابر قهرمان
contender U مدعی دربرابر قهرمان
persisted U ایستادگی
persisting U ایستادگی
persists U ایستادگی
persist U ایستادگی
resistance U ایستادگی
erectness U ایستادگی
abidance U ایستادگی
to hog <idiom> U بی پروا چیره شدن [اصطلاح]
strength under tangential loading U مقاومت دربرابر عاملهای مماسی
resister U اسباب مقاوم دربرابر برق
resistor U اسباب مقاوم دربرابر برق
resisters U اسباب مقاوم دربرابر برق
resistors U اسباب مقاوم دربرابر برق
ultimate compressive strength U حداکثر مقاومت دربرابر فشار
idless U بیکار ایستادگی
irresistibility U ایستادگی ناپذیری
persistent U ایستادگی کننده
skull practice U کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
hooligans U مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
hooligan U مسابقه جبرانی در مسیرخاکی برای اتومبیلهایی که در مسابقه اصلی شکست خورده اند
sack race U مسابقه دو درحالیکه پای مسابقه دهنده در کیسه پیچیده
tug of war U مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
inertness U نداشتن زورجنبش یا ایستادگی
inertly U بی داشتن زور ایستادگی یاجنبش
to i.a person for his actions U کسیرا ازمسئولیت قانونی دربرابر کرده هایش رهاکردن
monel U الیاژی از نیکل و کبالت که دربرابر خوردگی مقاوم است
selling plater U اسب مسابقه قابل خرید پس از مسابقه
opener U مسابقه نخست ازدو مسابقه متوالی
plasma plating U ضد خوردگی و مقاوم دربرابر سایش روی سطح توسط جریان بسیار داغ
seniors U مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
senior U مسابقه گلف برای بازیگران بالاترازسن معین بازیگر سالمند مسابقه دو برای بالاترین سطح بدون شرط سنی
storms U طوفان
toucan U طوفان
flooding U طوفان
storm U طوفان
the stom raged itself out U طوفان
stormed U طوفان
storming U طوفان
cataclysm U طوفان
deluge U طوفان
floods U طوفان
deluged U طوفان
sandstorm U طوفان شن
toucans U طوفان
hurricanes U طوفان
deluging U طوفان
sandstorms U طوفان شن
hurricane U طوفان
cataclysms U طوفان
gale U طوفان
gales U طوفان
flooded U طوفان
deluges U طوفان
flood U طوفان
rainstorm U طوفان باران
tornado U طوفان پیچنده
squall U طوفان باد
rainstorms U طوفان باران
petrel U مرغ طوفان
magnetic strom U طوفان مغناطیسی
hail storm U طوفان تگرگ
hurricanes U طوفان دریایی
hurricane U طوفان دریایی
storm lane U گذرگاه طوفان
tornados U طوفان پیچنده
thunderstorms U طوفان تندری
storm smear U پراکندگی طوفان
weathering U طوفان هوا
sand storm U طوفان ریگ
mother cary's chicken U مرغ طوفان
line storm U طوفان مستقیم
adrift دستخوش طوفان
wester U طوفان غربی
cyclones U طوفان موسمی
thunderstorm U طوفان تندری
squalls U طوفان باد
stormproof window U پنجره ضد طوفان
tornadoes U طوفان پیچنده
cyclone U طوفان موسمی
match play U مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر
hailstorms U طوفان یا رگبار تگرگ
the storm raved itself out U طوفان غریدوغریدتا فرونشست
storm clcud U ابر طوفان دار
hailstorm U طوفان یا رگبار تگرگ
storm card U طوفان نمای دریایی
procellarian U جنس مرغ طوفان
postdiluvian U بعد از طوفان نوح
northwester U طوفان شمال غربی
ice storm U طوفان همراه باتگرگ
maelstrom U طوفان یا گرداب شدید
to run a race U در مسابقه دویدن یاشرکت کردن
to launch [start] a campaign U مبارزه ای [مسابقه ای] را آغاز کردن
to conduct [run] a campaign U مبارزه ای [مسابقه ای] را اجرا کردن
snifter U طوفان شدید وزش سخت
diluvial U وابسته به طوفان نوح طوفانی
diluvian U وابسته به طوفان نوح طوفانی
fulmar U مرغی مانند مرغ طوفان
ship fever U طوفان سخت در دریای چین
The massive storm has moved across Iceland. U این طوفان بزرگ از روی ایسلند رد شد.
mallemuck U مرغ طوفان اقیانوس منجمد شمالی
speeds U مدت زمان تمام کردن مسابقه اسبدوانی
speeding U مدت زمان تمام کردن مسابقه اسبدوانی
speed U مدت زمان تمام کردن مسابقه اسبدوانی
to bar somebody from a competition U شرکت در مسابقه ای را برای کسی ممنوع کردن
sferics U دستگاه الکترونی کشف طوفان هوا شناسی
wind shake U تکان سخت درختان جنگل در اثر طوفان
handicaps U مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicap U مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
set up U اماده کردن اتومبیل برای مسابقه درمسیر معین
supplements U اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
supplementing U اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
supplemented U اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
supplement U اسب را پس از تاریخ نامویسی وارد مسابقه شرطبندی کردن
stables U گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable U گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
counterplot U دسیسه دربرابر دسیسه توط ئه متقابل
helmcloud U ابری که هنگام طوفان یاپیش ازان درسرکوه پدیدمی اید ابرقله
walking ring U پیست بیضی شکل برای راه بردن و گرم کردن اسب پیش از مسابقه
dragway U مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragstrip U مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
quadrangular meet U مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی
play off U درمسابقه حذفی شرکت کردن وابسته به مسابقات حذفی مسابقه حدفی
ponying U همراهی کردن اسب غیرمسابقهای با اسب مسابقه برای تمرین
doubled U مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up U مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
double U مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
slaloms U مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
slalom U مسابقه مارپیچ قایقرانی مارپیچ کوچک اسکی مسابقه اسکی روی اب مارپیچ
ice racing U مسابقه سرعت روی یخ مسابقه روی یخ
procellarian U وابسته به جنس مرغ طوفان یا مرغ باران
pintado U مرغ فرعون یکجور مرغ طوفان
flurries U اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
flurry U اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
dragger U شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
hail U طوفان تگرگ تگرگ باریدن
hailing U طوفان تگرگ تگرگ باریدن
hailed U طوفان تگرگ تگرگ باریدن
hails U طوفان تگرگ تگرگ باریدن
racing U مسابقه
matches U مسابقه
match U مسابقه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com