English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
knife boy U خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
napery U سفره و ملافههای خانه دستمال سفره و سفره و غیره
pages U خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
paged U خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
page U خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
canteens U سفره خانه
canteen U سفره خانه
frater U سفره خانه
boys U خانه شاگرد
boy U خانه شاگرد
houseboys U خانه شاگرد
houseboy U خانه شاگرد
grummet U شاگرد خانه
pantries U شربت خانه مخصوص لوازم سفره
pantry U شربت خانه مخصوص لوازم سفره
pigenhole U کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
honeycomb U ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honeycombs U ارایش شش گوش خانه خانه کردن
gunroom U مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
lady help U زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
it is but a step to my house U تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
mansion house U خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
tricotine U پارچه زبر لباسی خانه خانه
toft U عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
homebody U ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
houndstooth check U طرح خانه خانه مورب پارچه
our neighbour door U کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
hound's tooth check U طرح خانه خانه مورب پارچه
Honey comb design U طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
honey comb U خانه خانه کردن
cellular U لانه زنبوری خانه خانه
weigh house U قپاندار خانه ترازودار خانه
bagnio U فاحشه خانه جنده خانه
garde manger U سرد خانه اشپز خانه
cells U جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cell U جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house U خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
formulas U الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae U الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula U الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
range U یک خانه یا تعدادی خانه
ranges U یک خانه یا تعدادی خانه
ranged U یک خانه یا تعدادی خانه
the house is in my possession U خانه در تصرف من است خانه در دست من است
dishouse U بی خانه کردن
to do up U خانه خراب کردن
upholster U مبلمان کردن خانه
houseclean U خانه راتمیز کردن
keep house U خانه داری کردن
to bring to ruin U خانه خراب کردن
To rent(lease) a house. U خانه ای رااجاره کردن
houseclean U خانه تکانی کردن
housekeep U خانه داری کردن
graticule U چهار خانه کردن
to keep house U خانه داری کردن
to repair the roof U بام [خانه] را تعمیر کردن
To collect (pack)the household goods. U اسباب خانه را جمع کردن
move in U به خانه تازه اسباب کشی کردن
have over <idiom> U شخصی را به خانه خود دعوت کردن
To vacate a house. U خانه ای را خالی کردن ( بلند شدن از محل )
to go to U ترک کردن [خانه یا شهر] برای چند مدتی
to go away U ترک کردن [خانه یا شهر] برای چند مدتی
he has a rushing business U کارش خوب گرفته است کارش خیلی رونق دارد
pupillage U دوره شاگردی مرحله شاگردی
pupilage U دوره شاگردی مرحله شاگردی
cellulated U خانه خانه
lares U خانه
lar U خانه
shacks U خانه
tersellated U خانه خانه
shack U خانه
socket خانه
room U خانه
cloisonne U خانه خانه
pied-a-terre U خانه
houseless U بی خانه
quarterage U خانه
her house U خانه ان زن
housed U خانه
pieds-a-terre U خانه
house U خانه
furnace house U خانه
sockets U خانه
houses U خانه
her house U خانه اش
alveolate U خانه خانه
lodges U خانه
checkered U خانه خانه
cell U خانه
housing U خانه ها
pigeon hole U خانه
pigeon-hole U خانه
door-to-door U خانه به خانه
pigeon-holes U خانه
home U خانه
unsheltered <adj.> U بی خانه
honeycomb U خانه خانه
rooms U خانه
within doors U در خانه
honeycombs U خانه خانه
cellular U خانه خانه
cells U خانه
door to door U خانه به خانه
domiciles U خانه
domicile U خانه
lodge U خانه
lodged U خانه
homes U خانه
dwellings U خانه
i was under his roof U در خانه
double-fronted U خانه دو در
roommates U هم خانه
roommate U هم خانه
materfamilias U زن خانه
houseroom U جا در خانه
dwelling U خانه
sockets U سرپیچ خانه
the house over the way U خانه روبرو
housekeeping U خانه داری
materfamilias U بانوی خانه
out <adv.> U بیرون از خانه
mistress of the house U بانوی خانه
registries U دفتر خانه
registry U دفتر خانه
thrift U خانه داری
telephone station U تلفن خانه
three doors of U سه خانه انسوتر
matrons U زن خانه دار
matron U زن خانه دار
household art U فن اداره خانه
bawdy house U جنده خانه
hermitage U خانه زاهد
economical U خانه دار
to get the key of the street U بی خانه بودن
i wrote home U برای خانه
materfamilas U بانوی خانه
farm-house U خانه رعیتی
housewifery U خانه دار
hub or hub by U خانه دار
housewifely U خانه دار
homely U مثل خانه
to leave word in the house U در خانه سپردن
husbandman U سرپرست خانه
baby house U عروسک خانه
English cottage U خانه ویلایی
insectarium U حشره خانه
digging U خانه منزل
double-pile house U خانه دو خوابه
socket [سرپیچ خانه]
active cell U خانه کاری
luft U خانه فرار
lupanar U فاحشه خانه
lupanar U جنده خانه
majordomo U بزرگتر خانه
mansion house U خانه ارباب
landlouper U خانه بدوش
landloper U خانه بدوش
insectary U حشره خانه
armory U اسلحه خانه
keep house U در خانه ماندن
keep in U در خانه ماندن
alveolus U شش خانه حبابچه
kibitka U خانه تاتار
lake0dwelling U خانه دریاچهای
refinery U تصفیه خانه
bordello [American E] U جنده خانه
house of ill repute U جنده خانه
cottages U خانه روستایی
dovecots U خانه کبوتران
dovecotes U خانه کبوتران
dovecote U خانه کبوتران
spinsterhood U خانه ماندگی
house of ill repute U فاحشه خانه
bordello [American E] U فاحشه خانه
steading U خانه رعیتی
steading U خانه با متعلقات
refineries U تصفیه خانه
stay at home U خانه نشین
houseboats U خانه قایقی
houseboat U خانه قایقی
quarters U محل خانه ها
spense U ابدار خانه
maisonette U خانه کوچک
maisonettes U خانه کوچک
furniture U اثاث خانه
domestic U خانه دار
homes U بطرف خانه
homes U خانه دادن
manors U خانه بزرگ
granges U خانه ییلاقی
granges U خانه ابرومندرعیتی
grange U خانه ییلاقی
grange U خانه ابرومندرعیتی
home U بطرف خانه
secretariate U دبیر خانه
safe house U خانه امن
spence U ابدار خانه
slaughterhouse U قصاب خانه
slaughterhouses U قصاب خانه
mobile home U خانه متحرک
mobile homes U خانه متحرک
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com