Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
baring the king
U
تنها کردن شاه شطرنج
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
bare king
U
شاه تنها یا بی یاور شطرنج
sicilian attack
U
حمله سیسیلی شطرنج گشایش انگلیسی شطرنج
to live to oneself
U
تنها زندگی کردن
kick back
<idiom>
U
تنها استراحت کردن
rat race
<idiom>
U
رها کردن ،تنها گذاشتن
one-track mind
<idiom>
U
تنها به یک چیز فکر کردن
lip service
<idiom>
U
تنها زبونی موافقت کردن
live out of a suitcase
<idiom>
U
تنها بایک چمدان زندگی کردن
to play at chess
U
شطرنج بازی کردن
To checkmate .
U
مات کردن ( د ربازی شطرنج )
adjusting
U
مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
adjusts
U
مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
adjust
U
مرتب کردن مهره شطرنج ژادوب
just
U
تنها
unique
U
تنها
uniquely
U
تنها
by yourself
U
تنها
exclusive
U
تنها
unaccompanied
U
تنها
merest
U
تنها
single handed
U
تنها
solitarily
U
تنها
out in the cold
<idiom>
U
تنها
alone
U
تنها
mere
U
تنها
single line
U
خط تنها
siolus
U
تنها
by oneself
U
تنها
solo
U
تنها
sole
U
تنها
single
U
تنها
lone
U
تنها
recluse
U
تنها
recluses
U
تنها
single-handed
U
تنها
lonelier
U
تنها
loneliest
U
تنها
lonely
U
تنها
solitary
U
تنها
solos
U
تنها
soles
U
تنها
by it self
U
تنها
only
U
تنها
by one,s self
U
تنها
solus
U
تنها
fly by the seat of one's pants
<idiom>
U
دست تنها
lone electron
U
الکترون تنها
lonesome
U
تنها وبیکس
Do not leave me alone.
U
من را تنها نگذار.
leave alone
U
تنها گذاردن
singly
U
تنها انفرادا
single
U
تنها یک نفری
sole
U
شالوده تنها
he alone went
U
تنها اورفت
sole
U
تنها انحصاری
strands
U
تنها گذاشتن
bread alone
U
تنها نان
strand
U
تنها گذاشتن
bare handed
U
دست تنها
soles
U
تنها انحصاری
asides
U
صحبت تنها
aside
U
صحبت تنها
to pull a lone oar
U
تنها کارکردن
soli
U
تنها خوانان
sole argument
U
تنها دلیل
single haneded
U
دست تنها
wirte only
U
تنها نوشتن
read only
U
تنها خواندنی
soles
U
شالوده تنها
but
U
نه تنها بطور محض
lonely hearts
U
تنها و جویای همدم
to reckon with out one's host
U
تنها به قاضی رفتن
to pull a lone oar
U
تنها پارو زدن
leave in the lurch
<idiom>
U
دست تنها گذاشتن
adhoc
U
تنها به این منظور
out of pure mischief
U
تنها از روی بدجنسی
monological
U
تنها سخن گو خودگووخودشنو
lone pair electron
U
زوج الکترون تنها
not only he came but
U
نه تنها امد بلکه
To go alone to the judge .
<proverb>
U
تنها به قاضى رفتن.
zoon
U
تنها محصول یک نطفه واحد
fair-weather friend
<idiom>
U
شخصی که تنها دوست است
Come along and keep me company.
U
بامن بیا تا تنها نباشم
par for the course
<idiom>
U
تنها چیزیکه انتظار داشته
photon
U
تنها یک الکترون تابش شود
Leave her alone.
U
اورا تنها (بحال خود ) بگذار
i was reserved for it
U
تنها برای من مقدر شده بود
tap
U
ضربه محکم که تنها یک میله را جا بگذارد
tapped
U
ضربه محکم که تنها یک میله را جا بگذارد
tapping
U
ضربه محکم که تنها یک میله را جا بگذارد
i did it only for your sake
U
تنها به خاطرشما این کار را کردم
His only aim and object is to make afortune .
U
تنها قصدش پولدار شدن است
endorsement in blank
U
فهر نویسی به وسیله امضاء تنها
i rely solely on god...
U
تنها به خدا تکیه ... دارم وبس
monarchs
U
پادشاه یا ملکهای که تنها درکشوری سلطنت میکند
This is the only way to guarantee that ...
U
تنها راه برای تضمین این است که ...
You alone can help me.
U
تنها (فقط )شما می توانید کمکم کنید
only death does not tell lies
U
تنها مرگ است که دروغ نمی گوید
monarch
U
پادشاه یا ملکهای که تنها درکشوری سلطنت میکند
My only problem is money .
U
تنها گرفتاریم پول است ( محتاج آن هستم )
peripheral
U
و تنها محدود به سرعت مدار الکترونیکی است
tuner
U
زیردستگاهی که تنها فرکانس مطلوب را گرفته و بقیه را ردمیکند
letter-box company
U
شرکتی
[درپناهگاه مالیاتی]
که تنها صندوق پستی دارد
tuners
U
زیردستگاهی که تنها فرکانس مطلوب را گرفته و بقیه را ردمیکند
I am obsessed by fear of unemployment .
U
تنها فکرم نگرانی از بیکاری ( عدم اشتغال ) است
HD
U
ارسال داده تنها در یک جهت روی کانال یک سویه
chess
U
شطرنج
chequer
U
شطرنج
al fil
U
شطرنج
rook
U
رخ شطرنج
rooks
U
رخ شطرنج
You should always be careful walking alone at night.
U
همیشه موقع پیاده روی تنها در شب باید مراقب باشید.
unilateral contract
U
پیمانی که تنها برای یکی از طرفین الزام اور باشد
sleeping partner
U
شریکی که تنها سرمایه دارد و درامور شرکت دخالتی ندارد
sleeping partners
U
شریکی که تنها سرمایه دارد و درامور شرکت دخالتی ندارد
to disturb any one's privacy
U
کسیرا تنها یا اسوده نگذاشتن مخل اسایش کسی شدن
chess oscar
U
اسکار شطرنج
chess master
U
استاد شطرنج
chessophrenetic
U
متعصب شطرنج
chess olympiad
U
المپیاد شطرنج
chessomania
U
شیفتگی شطرنج
bishop pairs
U
دو فیل شطرنج
chessist
U
شطرنج دوست
progressive chess
U
شطرنج سریع
bad bishop
U
فیل بد شطرنج
lightning chess
U
شطرنج سریع
postal chess
U
شطرنج مکاتبهای
mans
U
مهره شطرنج
chessist
U
شطرنج باز
man
U
مهره شطرنج
chess man
U
مهره شطرنج
chess machine
U
ماشین شطرنج
rapid transit
U
شطرنج سریع
squares
U
خانه شطرنج
squaring
U
خانه شطرنج
chess problem
U
مسئله شطرنج
crampet game
U
بازی شطرنج
pieces
U
مهره شطرنج
rules of chess
U
قوانین شطرنج
squared
U
خانه شطرنج
square
U
خانه شطرنج
chess clock
U
ساعت شطرنج
chess board
U
صفحه شطرنج
queens
U
وزیر شطرنج
chequer wise
U
شطرنج وار
chequer
U
خانه شطرنج
master
U
استاد شطرنج
masters
U
استاد شطرنج
piece
U
مهره شطرنج
a game of chess
U
یک مسابقه شطرنج
chessboards
U
تخته شطرنج
bishops
U
فیل شطرنج
impledge
U
پیاده شطرنج
traditional chess
U
شطرنج استاندارد
pawn
U
پیاده شطرنج
pawning
U
پیاده شطرنج
pawned
U
پیاده شطرنج
pawns
U
پیاده شطرنج
passer
U
رونده شطرنج
bishop
U
فیل شطرنج
chessboard
U
تخته شطرنج
queen
U
وزیر شطرنج
pignorate
U
پیاده شطرنج
checker
U
خانه شطرنج
mastered
U
استاد شطرنج
chessman
U
مهره شطرنج
chessmen
U
مهره شطرنج
This is important, not only today, but also and especially for the future.
U
این، نه تنها امروز، بلکه به ویژه برای آینده هم مهم است.
latchkey child
[کودکی که معمولا در خانه بخاطر مشغله پدر مادر تنها است]
restricted propellant
U
سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
cantilever
U
تیرکی که تنها در یک انتهابصورت صلب به تکیه گاهی متصل شده است
slandered
U
درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
slandering
U
درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
slanders
U
درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
front de liberation national
U
فعالیت می کرد و در حال حاضر تنها حزب سیاسی الجزایر است
slander
U
درCL این کلمه تنها برای افترای شفاهی بکار می رود
heavy piece
U
سوار سنگین شطرنج
correspondence chess
U
بازی شطرنج مکاتبهای
helpmate
U
خود- ماتی شطرنج
wood pusher
U
بازیگر بسیارضعیف شطرنج
light piece
U
سوار سبک شطرنج
strong squar
U
خانه قوی شطرنج
united pawns
U
پیادههای متصل شطرنج
transposition
U
تبدیل حرکات شطرنج
greco counter gambit
U
گامبی لاتویایی شطرنج
grunfeld's defence
U
دفاع گرونفلد شطرنج
vienna game
U
بازی وینی شطرنج
top board
U
میز نخست شطرنج
touch move
U
لمس مهره شطرنج
consultation chess
U
بازی شطرنج مشورتی
hanging pawns
U
پیادههای اویزان شطرنج
weak square
U
خانه ضعیف شطرنج
undoubling
U
خروج از دوبلگی شطرنج
frontier line
U
خط وسط صفحه شطرنج
flank openings
U
گشایشهای جناحی شطرنج
french defence
U
دفاع فرانسوی شطرنج
king's gambit
U
گامبی شاه شطرنج
isolani
U
پیاده ایزوله شطرنج
joke opening
U
دفاع مدرن شطرنج
king side
U
جناح شاه شطرنج
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com