English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
diachrony U تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
cunclude U تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
germs U ریشه منشاء
germ U ریشه منشاء
slices U ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
slice U ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
root of title U منشاء سمت در CL فروشنده اراضی بایدترتیب ایادی را ضمن 03سال گذشته در موقع معامله روشن و منشاء سمت مالکیت خود را مشخص کند
logogriph U نوعی معماکه چند کلمه داده میشود وشخص باید ازمیان این کلمات کلمه مطلوب راپیداکندویا از حروف انها کلمه مورد نیاز را بسازد
notobranchiate U در باب ماهیانی گفته میشود که نفس کش انها در روی پشت انها است
speeches U بررسی کلمات صحبت به طوری که کامپیوتر کلمات و دستورات را تشخیص دهد
semantics U 1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2-
speech U بررسی کلمات صحبت به طوری که کامپیوتر کلمات و دستورات را تشخیص دهد
spellchecker U لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
spelling checker U لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
bull U گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
bulls U گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
rhizogenetic U تولید کننده ریشه ریشه اور
radicate U ریشه گرفتن ریشه دار شدن
rhizogenic U تولید کننده ریشه ریشه اور
justifications U مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
justification U مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
to take root U ریشه گرفتن ریشه دوانیدن
to strike root U ریشه گرفتن ریشه دواندن
analyzed U تحلیل کردن
analyses U تحلیل کردن
analyse U تحلیل کردن
analysed U تحلیل کردن
analysing U تحلیل کردن
analyzing U تحلیل کردن
analyzes U تحلیل کردن
talk down to someone <idiom> U از کلمات ساده استفاده کردن
dispatching priority U شماره کارها برای مشخص کردن تقدم انها
analyze U تحلیل کردن کاویدن
speeches U صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
speech U صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
cost benefit analysis U تجزیه و تحلیل سود و زیان تحلیل هزینه و سود
paintress U زنی که کارش رنگ کردن سفالینه و مانند انها است
sickest U مریضی اعلام خراب بودن وسایل یا بدکار کردن انها
sick U مریضی اعلام خراب بودن وسایل یا بدکار کردن انها
damp U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampers U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampest U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
keying material U مواد موردلزوم برای رمز کردن کلمات
dictionary U 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionaries U 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
roots U ریشه کن کردن
root out U ریشه کن کردن
root U ریشه کن کردن
uprooting U ریشه کن کردن
uproot U ریشه کن کردن
uprooted U ریشه کن کردن
to root up U ریشه کن کردن
uproots U ریشه کن کردن
to pull up by the roots U ریشه کن کردن
to take root U ریشه کردن
eradication U ریشه کن کردن
eradicating U ریشه کن کردن
root up U ریشه کن کردن
irradicate U ریشه کن کردن
to figure up پیدا کردن
to search out U پیدا کردن
acquire پیدا کردن
pin point U پیدا کردن
to pluck up one's heart U دل پیدا کردن
to pick up U پیدا کردن
detects U پیدا کردن
to look up U پیدا کردن
finds U پیدا کردن
find U پیدا کردن
detecting U پیدا کردن
detected U پیدا کردن
detect U پیدا کردن
gains U پیدا کردن
average U پیدا کردن
gained U پیدا کردن
tracked U پیدا کردن
tracks U پیدا کردن
smell out U با بو پیدا کردن
track U پیدا کردن
gain U پیدا کردن
averaging U پیدا کردن
averages U پیدا کردن
averaged U پیدا کردن
origins U منشاء
source U منشاء
paternity U منشاء
parent U منشاء
origin U منشاء
provenance U منشاء
fountains U منشاء
fountain U منشاء
lot integrity U دسته بندی مهمات به حسب نوبه یا جدا کردن انها درانبار
give tongue U عوعو کردن در پیدا کردن بوی شکار
roots U ریشه دار کردن
root U ریشه دار کردن
strike root U ریشه کردن گرفتن
to strike root U ریشه کردن پابرجاشدن
radicate U ریشه دار کردن
preempt U حق تقدم پیدا کردن
equation of payments U قاعده پیدا کردن
liaise U ارتباط پیدا کردن
liaising U ارتباط پیدا کردن
come to an agreement U موافقت پیدا کردن
liaises U ارتباط پیدا کردن
to spring a leaguer U رخنه پیدا کردن
dampen U رطوبت پیدا کردن
liaised U ارتباط پیدا کردن
to take a ply U تمایل پیدا کردن
stammered U لکنت پیدا کردن
stammer U لکنت پیدا کردن
to win fame U شهرت پیدا کردن
demonetize U تنزل پیدا کردن
to think out U با فکر پیدا کردن
to take umbra at U رنجش پیدا کردن از
converging U تقارت پیدا کردن
converges U تقارت پیدا کردن
converged U تقارت پیدا کردن
converge U تقارت پیدا کردن
qualify U شایستگی پیدا کردن
qualifies U شایستگی پیدا کردن
stammers U لکنت پیدا کردن
dampened U رطوبت پیدا کردن
touted U خریدار پیدا کردن
touting U خریدار پیدا کردن
touts U خریدار پیدا کردن
luff U لنگر پیدا کردن
shield U حفاظ پیدا کردن
shields U حفاظ پیدا کردن
To find a way out. To find a remedy. U چاره پیدا کردن
take to U تمایل پیدا کردن
to work out something U حل چیزی را پیدا کردن
hade U تمایل پیدا کردن
dampens U رطوبت پیدا کردن
to become a necessity U لزوم پیدا کردن
take to U تمایل پیدا کردن به
declining U شیب پیدا کردن
declines U شیب پیدا کردن
declined U شیب پیدا کردن
decline U شیب پیدا کردن
in the doghouse <idiom> U مشکل پیدا کردن با
tout U خریدار پیدا کردن
dampening U رطوبت پیدا کردن
prove opplicable U مصداق پیدا کردن
wet stowage U نوعی روش بارگیر مهمات درخودروها با غوطه ور کردن انها در مایعات ضد شعله
data origination U سر منشاء داده ها
parent U والدین منشاء
root of title U منشاء مالکیت
source U منبع منشاء
cause of claim U منشاء دعوی
message source U منشاء پیام
fatherhood U منشاء اصل
indexing U استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
faggots U ریشه کردن حاشیه پارچه
extirpate U ریشه کن کردن ازبین بردن
stem U ریشه لغت قطع کردن
stems U ریشه لغت قطع کردن
fagot U ریشه کردن حاشیه پارچه
stemming U ریشه لغت قطع کردن
faggot U ریشه کردن حاشیه پارچه
stemmed U ریشه لغت قطع کردن
respiring U امید تازه پیدا کردن
wavered U فتور پیدا کردن دو دل بودن
respires U امید تازه پیدا کردن
respire U امید تازه پیدا کردن
respired U امید تازه پیدا کردن
wavers U فتور پیدا کردن دو دل بودن
radar trapping U اختلال پیدا کردن رادار
to pick up U فراگرفتن دوباره پیدا کردن
to pick out U باگوش پیدا کردن دریافتن
waver U فتور پیدا کردن دو دل بودن
to nerve oneself U قوت قلب پیدا کردن
to make the pot boi; U معاش خود را پیدا کردن
to come to an understanding U پیدا کردن سازش پیداکردن
wavering U فتور پیدا کردن دو دل بودن
deeping of capital U عمق پیدا کردن سرمایه
find and replace U پیدا کردن و جایگزین نمودن
cabbages U کش رفتن رشد پیدا کردن
pay dirt <idiom> U زیر خاکی پیدا کردن
cabbage U کش رفتن رشد پیدا کردن
out maneuver U برتری مانور پیدا کردن
overmaster U مهارت کامل پیدا کردن در
read between the lines <idiom> U پیدا کردن مفهوم ضمنی
genealogize U شجره کسی را پیدا کردن
shocks U هول وهراس پیدا کردن
to rummage out U با جستجوی زیاد پیدا کردن
hit on/upon <idiom> U پیدا کردن چیزی که میخواهی
shocked U هول وهراس پیدا کردن
shock U هول وهراس پیدا کردن
grass roots U اجتماع محلی منشاء
gastrogenic U دارای منشاء معدی
phytogenic U دارای منشاء گیاهی
gastrogenous U دارای منشاء معدی
asphyxiating U مختنق کردن خناق پیدا کردن
asphyxiates U مختنق کردن خناق پیدا کردن
asphyxiate U مختنق کردن خناق پیدا کردن
swell U ورم کردن برجستگی پیدا کردن
swells U ورم کردن برجستگی پیدا کردن
swelled U ورم کردن برجستگی پیدا کردن
fumbled U لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
fumble U لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com