Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to file a petition
U
بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
to file an application to somebody
U
از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
Other Matches
to reject
[refuse]
an application
U
درخواست نامه ای را رد کردن
subsequent filing
[application, documents]
U
ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
to withdraw an application
U
صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
to grant an application
U
درخواست نامه ای را پذیرفتن
applications
U
درخواست نامه پشت کار
application
[for something]
U
درخواست نامه
[برای چیزی]
application
U
درخواست نامه پشت کار
call-ups
U
درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call up
U
درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call-up
U
درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
requisitions
U
درخواست کردن درخواست وسایل
requisitioning
U
درخواست کردن درخواست وسایل
requisition
U
درخواست کردن درخواست وسایل
requisitioned
U
درخواست کردن درخواست وسایل
pourparler
U
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparley
U
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
request
U
درخواست اماد کردن درخواست کردن
requested
U
درخواست اماد کردن درخواست کردن
requesting
U
درخواست اماد کردن درخواست کردن
requests
U
درخواست اماد کردن درخواست کردن
request modify
U
درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
challengo
U
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
excess demand
U
درخواست بیش از حد درخواست اضافی
osmose
U
نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
apply
U
درخواست کردن
implored
U
درخواست کردن از
applies
U
درخواست کردن
applying
U
درخواست کردن
implores
U
درخواست کردن از
speak for
<idiom>
U
درخواست کردن
entreats
U
درخواست کردن
entreated
U
درخواست کردن
soliciting
U
درخواست کردن
demand
U
درخواست کردن
entreating
U
درخواست کردن
supplicate
U
درخواست کردن
plead with
U
درخواست کردن
solicited
U
درخواست کردن
demands
U
درخواست کردن
solicit
U
درخواست کردن
entreat
U
درخواست کردن
solicits
U
درخواست کردن
pray
U
درخواست کردن
prayed
U
درخواست کردن
implore
U
درخواست کردن از
imploring
U
درخواست کردن از
to make an application
[to apply]
U
درخواست کردن
praying
U
درخواست کردن
prays
U
درخواست کردن
demanded
U
درخواست کردن
call mission
U
درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
plead
U
در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
pleads
U
در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
pleaded
U
در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
indents
U
سفارش درخواست کردن
requisitions
U
درخواست رسمی کردن
solicit
U
درخواست یا تقاضا کردن از
indenting
U
سفارش درخواست کردن
call for fire
U
درخواست اتش کردن
solicited
U
درخواست یا تقاضا کردن از
soliciting
U
درخواست یا تقاضا کردن از
indent
U
سفارش درخواست کردن
solicits
U
درخواست یا تقاضا کردن از
to a oneself for help
U
درخواست کمک کردن
to apply for leave
U
درخواست مرخصی کردن
bone
U
خواستن درخواست کردن
boning
U
خواستن درخواست کردن
to deny somebody a wish
U
درخواست کسی را رد کردن
requisitioned
U
درخواست رسمی کردن
boned
U
خواستن درخواست کردن
bones
U
خواستن درخواست کردن
to ask too much
U
بیش از حد درخواست کردن
requisitioning
U
درخواست رسمی کردن
requisition
U
درخواست رسمی کردن
post script
U
مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent
U
تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
call for ..... under the credit
U
درخواست کردن ..... تحت اعتبار
mission call
U
درخواست پشتیبانی هوایی کردن
to ask somebody for
[about]
something
U
از کسی چیزی درخواست کردن
cryptoparts
U
بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
to scrape down
U
تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
lyophilization
U
خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
ratten
U
بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
applying
U
درخواست کردن شامل حال بودن
to call somebody to
[for]
something
U
از کسی برای چیزی درخواست کردن
applies
U
درخواست کردن شامل حال بودن
to ask specifically about something
U
چیزی را به طور خاص درخواست کردن
apply
U
درخواست کردن شامل حال بودن
quick count
U
کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
wipe
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipes
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiped
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiping
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
libel
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled
U
هجو نامه یا توهین نامه افترا
lean on
<idiom>
U
اجبارشخص درقبول کردن درخواست باتحت فشارگذاشتن
baptize
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizing
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptised
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
shields
U
بوسیله سپر حفظ کردن
step down
U
کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
shield
U
بوسیله سپر حفظ کردن
latches
U
بوسیله کلون محکم کردن
latch
U
بوسیله کلون محکم کردن
instantiate
U
معرفی کردن بوسیله کنسرت
semaphore
U
بوسیله پرچم مخابره کردن
chafing
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
wet down
U
بوسیله اب پاشی خیس کردن
chafe
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
electrotype
U
بوسیله برق چاپ کردن
chafes
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
hyphenate
U
بوسیله خط دارای فاصله کردن
apply
U
صدق کردن درخواست کردن
beg
U
استدعا کردن درخواست کردن
begs
U
استدعا کردن درخواست کردن
cry off
U
تقاضا کردن درخواست کردن
request
U
تقاضا کردن درخواست کردن
requested
U
تقاضا کردن درخواست کردن
requesting
U
تقاضا کردن درخواست کردن
requests
U
تقاضا کردن درخواست کردن
applies
U
صدق کردن درخواست کردن
begged
U
استدعا کردن درخواست کردن
applying
U
صدق کردن درخواست کردن
petitions
U
دادخواهی کردن درخواست کردن
petition
U
دادخواهی کردن درخواست کردن
petitioned
U
دادخواهی کردن درخواست کردن
petitioning
U
دادخواهی کردن درخواست کردن
photoengrave
U
بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
gravitates
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
vectors
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
gravitate
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
vectorial
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
gravitated
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
postcards
U
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
vector
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
latensify
U
بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
whet
U
عمل تیز کردن بوسیله مالش
policed
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
thermostat
U
:بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
to shield
U
بوسیله سپر
[پوشش]
حفظ کردن
to proclaim meetings
U
بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
thermostats
U
:بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
polices
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
police
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
faradize
U
بوسیله القای برق معالجه کردن
gravitating
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
postcard
U
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
roentgenize
U
بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
electrolyze
U
تجزیه کردن بوسیله جریان برق
requistioner
U
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
certificate
U
رضایت نامه شهادت نامه
affidavits
U
شهادت نامه قسم نامه
certificates
U
رضایت نامه شهادت نامه
written agreement
U
موافقت نامه پیمان نامه
credential
U
گواهی نامه اعتبار نامه
labiovelar
U
تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
scalded cream
U
سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
psychanalyze
U
بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
talk out
U
بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
percutaneous perspiration
U
عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
seam
U
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seams
U
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
pyrogravure
U
نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
lixiviate
U
تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
devised
U
تعبیه کردن وصیت نامه
devises
U
تعبیه کردن وصیت نامه
get a fix on something
<idiom>
U
نامه الکترونی دریافت کردن
devising
U
تعبیه کردن وصیت نامه
guarantees
U
ضمانت نامه تضمین کردن
guaranteed
U
ضمانت نامه تضمین کردن
devise
U
تعبیه کردن وصیت نامه
guarantee
U
ضمانت نامه تضمین کردن
maieutics
U
فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
barff's precess
U
حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
to a. letter
U
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
underwrite policy
U
بیمه نامه را فهر نویسی کردن
type front
U
نوعی روش تایپ کردن نامه ها
manual
U
عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
to give notice to quit
[one's residence]
U
لغو کردن اجاره نامه
[و ترک ساختمان]
to walk the chalk
U
بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
lifemanship
U
متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
sifting
U
روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
testacy
U
دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
fire call
U
درخواست اتش توپخانه درخواست اتش
billeted
U
پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billeting
U
پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billet
U
پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billets
U
پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
processor
U
کامپیوتر کوچک برای کار کردن با لغات , تولید متن , گزارش , نامه و...
fire message
U
پیام اتش درخواست اتش کردن
garotte
U
اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
bouse
U
بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com