Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (42 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
quantize
U
با تئوری و فرمول صفات وکیفیت چیزی را تعیین کردن نیرو را با فرمول اندازه گیری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
formulism
U
رعایت کامل فرمول یا قاعده فرمول دوستی
formulization
U
فرمول بندی فرمول سازی
formulae
U
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula
U
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas
U
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulate
U
فرمول بندی کردن
formulated
U
فرمول بندی کردن
formulating
U
فرمول بندی کردن
refomulate
U
از نو فرمول بندی کردن
formulates
U
فرمول بندی کردن
formulation
U
تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
curve fitting
U
روش ریاضی برای پیدا کردن یک فرمول که نمایشگرمجموعهای از نقاط داده میباشد
locate
U
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locating
U
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
located
U
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locates
U
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
formulas
U
فرمول
formula
U
فرمول
formulae
U
فرمول
equations
U
فرمول
isomerous
U
هم فرمول
isomer
U
هم فرمول
equation
U
فرمول
frame
U
فرمول
projection formula
U
فرمول تصویری
empirical formula
U
فرمول خام
mil formula
U
فرمول میلیم
constitutional formula
U
فرمول ساختاری
formularization
U
فرمول سازی
string formula
U
فرمول رشتهای
empirical formula
U
فرمول ساده
structural formula
U
فرمول ساختاری
structural formula
U
فرمول گسترده
formulism
U
قاعده فرمول)
emprical formula
U
فرمول تجربی
perspective formula
U
فرمول تجسمی
taylor formula
U
فرمول تیلور
electronic formula
U
فرمول الکترونی
molecular formula
U
فرمول مولکولی
dispersion formula
U
فرمول پاشندگی
wedge formula
U
فرمول گوهای
formularize
U
بصورت فرمول دراوردن
expression
U
فرمول یا رابط ه ریاضی
expressions
U
فرمول یا رابط ه ریاضی
formulaic
U
مثل یا وابسته به فرمول
formulize
U
بصورت فرمول دراوردن
condensed structural formula
U
فرمول ساختاری فشرده
reformulation
U
فرمول بندی تازه
shoots
U
زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoot
U
زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
spearman brown prophecy formula
U
فرمول پیشگویی اسپیرمن-براون
DDT
U
حشرهکش نیرومندی به فرمول 3CHCCl
cipher
U
فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
cyphers
U
فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
ciphers
U
فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
compacting
U
فرمول کاهش حجم لازم برای یک متن
compact
U
فرمول کاهش حجم لازم برای یک متن
compacted
U
فرمول کاهش حجم لازم برای یک متن
compacts
U
فرمول کاهش حجم لازم برای یک متن
scaling law
U
فرمول محاسله بازده بمب اتمی در هر فاصله
to prescribe something
[legal provision]
U
چیزی را تعیین کردن
[تجویز کردن]
[ماده قانونی]
[حقوق]
hidden
U
فرمول ریاضی که خط وط پنهان را از تصویر دو بعدی شی D پاک میکند
function
U
فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
functioned
U
فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
functions
U
فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
to take measures
U
اندازه گیری کردن
measure
U
اندازه گیری کردن
Gothick
U
[استفاده مجدد از فرمول های گوتیک در قرن هجدهم]
[معماری]
metres
U
بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
meters
U
بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
meter
U
بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
metre
U
بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
kabal
U
قبال
[نوعی واحد اندازه گیری در تبریز معادل هزار و چهارصد گره می باشد و جهت تعیین مقدار دستمزد بافنده بکار می رود.]
differential compression check
U
ازمایشی از وضعیت موتور که در ان مقدار نشتی رینگها وسوپاپها توسط اندازه گیری افت فشار در طرفین سوراخی با قطر معین تعیین میشود
income elasticity of demand
U
تغییر مقدار تقاضابرای یک کالا درنتیجه درامدمصرف- کننده . فرمول کشش درامدی تقاضا : q/I *dI / dq = E
meters
U
اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
meter
U
اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
metres
U
اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
metre
U
اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
quantitate
U
چندی چیزی را تعیین کردن
riboflavin
U
ریبو فلاوین ویتامین B به فرمول 6O4N2H71C که در شیر و تخم مرغ و جگر و غیره یافت میشود
dipsticks
U
میله یا چوبی که برای اندازه گیری عمق چیزی بکار می رود
dipstick
U
میله یا چوبی که برای اندازه گیری عمق چیزی بکار می رود
sexualize
U
جنس برای چیزی تعیین کردن
batch
U
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batches
U
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
cross elasticity of demand
U
درصدتغییر تقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت کالای دیگر فرمول کشش متقاطع عبارت است از :
to set measures to anything
U
برای چیزی اندازه یا حد معین کردن
So much for theory!
<idiom>
U
به اندازه کافی از تئوری صحبت شد.
arc elasticity of demand
U
عبارت از کشش تقاضا بین دو نقطه روی منحنی تقاضا که بوسیله فرمول زیر محاسبه میشود :
zinc oxid
U
اکسید روی به فرمول ZnO اکسید دو زنگ
measuring converter
U
مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
stream gaging
U
اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
leave (let) well enough alone
<idiom>
U
دل خوش کردن به چیزی که به اندازه کافی خوب است
zahn cup
U
محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
typefaces
U
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typeface
U
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
analogue
U
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analog
U
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues
U
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
orifice meter
U
روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
disfeature
U
صفات ممتازه چیزی را از بین بردن
declinating station
U
ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter
U
وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
to watch something
U
مراقب
[چیزی]
بودن
[توجه کردن به چیزی]
[چیزی را ملاحظه کردن]
mechanical disadvantage
U
نیرو گیری
authentication
U
تعیین نشانی تعیین معرف کردن
gage
U
اندازه وسیله اندازه گیری
recapitulates
U
صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulate
U
صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulated
U
صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
recapitulating
U
صفات ارثی را در طی چند نسل تکراری کردن
timed
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
times
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
time
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
admensuration
U
تعیین اندازه
admeasurement
U
تعیین اندازه
to stop somebody or something
U
کسی را یا چیزی را نگاه داشتن
[متوقف کردن]
[مانع کسی یا چیزی شدن]
[جلوگیری کردن از کسی یا از چیزی]
fueled
U
تحریک کردن تجدید نیرو کردن
generates
U
حاصل کردن تولید نیرو کردن
fuel
U
تحریک کردن تجدید نیرو کردن
generated
U
حاصل کردن تولید نیرو کردن
generating
U
حاصل کردن تولید نیرو کردن
fuelled
U
تحریک کردن تجدید نیرو کردن
fuels
U
تحریک کردن تجدید نیرو کردن
generate
U
حاصل کردن تولید نیرو کردن
fuelling
U
تحریک کردن تجدید نیرو کردن
corrects
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
correcting
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
correct
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
moving iron instrument
U
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
designate
U
انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
designates
U
انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
set out
U
شرح دادن تنظیم کردن تعیین کردن
designating
U
انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
extensions
U
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extension
U
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
to see something as something
[ to construe something to be something]
U
چیزی را بعنوان چیزی تفسیر کردن
[تعبیر کردن]
to regard something as something
U
چیزی را بعنوان چیزی تفسیر کردن
[تعبیر کردن]
lay hands upon something
U
جای چیزی را معلوم کردن چیزی را پیدا کردن
to depict somebody or something
[as something]
U
کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن
[وصف کردن]
[شرح دادن ]
[نمایش دادن]
measurements
U
اندازه گیری
mensuration
U
اندازه گیری
gaging
U
اندازه گیری
measurment
U
اندازه گیری
modules
U
اندازه گیری
measurer
U
اندازه گیری
measuring bridge
U
پل اندازه گیری
metering
U
اندازه گیری
gauging
U
اندازه گیری
commensurateness
U
اندازه گیری
measure
U
اندازه گیری
dimension
U
اندازه گیری
dimensions
U
اندازه گیری
measurement
U
اندازه گیری
module
U
اندازه گیری
to portray somebody
[something]
U
نمایش دادن کسی یا چیزی
[رل کسی یا چیزی را بازی کردن]
[کسی یا چیزی را مجسم کردن]
qualifies
U
تعیین کردن قدرت راتوصیف کردن
qualify
U
تعیین کردن قدرت راتوصیف کردن
processor
U
ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
circumstantiality
U
حالت وکیفیت
measuring
U
درخور اندازه گیری
sounded
U
اندازه گیری عمق اب
tapeline
U
مترمخصوص اندازه گیری
impedance bridge
U
پل اندازه گیری مقاومت
measuring voltage
U
ولتاژ اندازه گیری
instrument transformer
U
ترانسفورماتور اندازه گیری
measuring well
U
چاه اندازه گیری
engineering measurement
U
اندازه گیری فنی
meters
U
وسیله اندازه گیری
sound
U
اندازه گیری عمق اب
units of measurment
U
واحدهای اندازه گیری
mensurability
U
قابلیت اندازه گیری
bathymetry
U
اندازه گیری خصوصیات اب
metrology
U
علم اندازه گیری
precision
U
اندازه گیری دقیق
meter
U
وسیله اندازه گیری
gad
U
اندازه گیری طول
measuring transformer
U
ترانسفورماتور اندازه گیری
metres
U
وسیله اندازه گیری
mental measurement
U
اندازه گیری روانی
direct measurement
U
اندازه گیری مستقیم
sounds
U
اندازه گیری عمق اب
size stick
U
قالب اندازه گیری
soundest
U
اندازه گیری عمق اب
unit of measurement
U
واحد اندازه گیری
dial bench gage
U
میز اندازه گیری
method of measurment
U
متد اندازه گیری
size stick
U
الت اندازه گیری پا
telemetry
U
اندازه گیری ازدور
batching plant
U
مرکز اندازه گیری
instrument autotransformer
U
ترانسفورماتور اندازه گیری
method of measurment
U
طریقه اندازه گیری
measurable
U
قابل اندازه گیری
metre
U
وسیله اندازه گیری
correlation measurement
U
اندازه گیری همبستگی
tape measure
U
مترمخصوص اندازه گیری
final measurement
U
اندازه گیری نهایی
sounding
U
اندازه گیری عمق اب
maxwell bridge
U
پل اندازه گیری ماکسول
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com