English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
bin storage U انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
bin storage space U فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
on board spares U قطعات تعمیراتی موجود درروی یک ناو قطعات موجوددر انبار
field storage U انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
rigged U نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rig U نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigs U نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
reassembled U بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembles U بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembling U بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassemble U بستن قطعات سوار کردن قطعات
running spare U قطعات یدکی مورد نیاز واضافی قطعات اضافی همراه وسیله
parts explosion U رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
new work U عملیات نوسازی قطعات عملیاتت تجدید قطعات یا تجدیدبنا
nonwarehouse U انبار خشک روباز
rool crush U اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
investment castings U قطعات ریخته گی بسته
bottom casting U قطعات ریخته گی بسته
stockpile U ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiled U ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiles U ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiling U ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
open storage U انبار کردن کالاها در محوطه باز انبارداری در محوطه روباز
stockpiling U پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiled U پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpile U پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiles U پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
cannibalized U استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalising U استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalises U استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalize U استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizing U استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizes U استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalised U استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
phrasing U ترتیب بندی قطعات موسیقی
interim overhaul U پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
y site U نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد
caged storage U قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
grip length U طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد
dump U انبار موقتی زاغه مهمات انبار
bulk cargo U کالای بسته بندی نشده
gift wrap U بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
renovation U تجدید قطعات کردن
rebuild U نوسازی کردن قطعات
rebuilds U نوسازی کردن قطعات
assemble U سوار کردن قطعات
assembled U سوار کردن قطعات
assembles U سوار کردن قطعات
salvage U پیاده کردن کامل قطعات
salvaged U پیاده کردن کامل قطعات
dismantling U پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantles U پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismounts U پیاده کردن قطعات و وسایل
dismounting U پیاده کردن قطعات و وسایل
dismantled U پیاده کردن قطعات مونتاژ
salvaging U پیاده کردن کامل قطعات
salvages U پیاده کردن کامل قطعات
quadrat U به قطعات مستطیل تقسیم کردن
match mark U جفتن و جور کردن قطعات
dismount U پیاده کردن قطعات و وسایل
dismantle U پیاده کردن قطعات مونتاژ
connection of loom pieces U متصل کردن قطعات دار [قالی]
overhaul U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
foldboat U قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان
overhauling U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauls U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauled U پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
reconditioned U نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconditions U نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
recondition U نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
assembly U بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها
fishplate U قطعات ریل را با وصله وصل کردن پشت بند
replaces U عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replacing U عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replace U عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replaced U عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
disassembly order U دستور باز کردن و پیاده کردن قطعات یک وسیله
packaging U ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
carburizing U گرم کردن قطعات فولادی ماشین شده در اتمسفر قوی از گازهای هیدروکربن
parcels U به قطعات تقسیم کردن توزیع کردن
parcel U به قطعات تقسیم کردن توزیع کردن
c clamp U گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
deep freezes U انبار کردن
yard U انبار کردن
deep freeze U انبار کردن
build up U پر کردن انبار
reservedness U انبار کردن
stashes U انبار کردن
ensile U انبار کردن
stashed U انبار کردن
stash U انبار کردن
storage U انبار کردن
warehouse U انبار کردن
imburse U انبار کردن
warehouses U انبار کردن
stock piling U انبار کردن
yards U انبار کردن
stashing U انبار کردن
build-up U پر کردن انبار
build-ups U پر کردن انبار
hoarding U انبار کردن پول
hoardings U انبار کردن پول
store U اندوختن انبار کردن
ware room U انبار کردن مخزن
tender U لطیف کردن انبار
warehouses U انبار کردن مخزن
tenderest U لطیف کردن انبار
warehouse U انبار کردن مخزن
stock piling U ذخیره کردن در انبار
dump U مخزن انبار کردن
garner U انبار کردن انباشتن
garnering U انبار کردن انباشتن
garners U انبار کردن انباشتن
storing U اندوختن انبار کردن
tendering U لطیف کردن انبار
garnered U انبار کردن انباشتن
store room U جای انبار کردن
store-rooms U جای انبار کردن
store-room U جای انبار کردن
tendered U لطیف کردن انبار
smithereens U قطعات
stock number U شماره فنی انبار شماره انبار
custodial record U پروندههای سوابق انبار سوابق انبار
to lay down wine U شراب را انبار کردن یا جادادن
caged storage U انبار کردن به طریقه محصور
block storing U انبار کردن بارهای قوال
administrative storage U انبار کردن به طریق اداری
chosen fragments U قطعات منتخبه
table of replaceable partes U فهرست قطعات
component drawing U رسم قطعات
chosen fragments U قطعات گزیده
common parts U قطعات عمومی
common hardware U قطعات عمومی
shatters U قطعات شکسته
chrestomathy U قطعات برگزیده
chrestomathy U قطعات منتخب
shell fragments U قطعات گلوله
common items U قطعات عمومی
analecta U قطعات ادبی
shatter U قطعات شکسته
parts peculiar U قطعات مخصوص
flinders U قطعات شکسته
parts peculiar U قطعات اختصاصی
spare parts U قطعات یدکی
end product U مجموعه قطعات
parts list U فهرست قطعات
parts list U لیست قطعات
trilcgy U یا قطعات سه گانه
repair parts U قطعات یدکی
bill of material U صورت قطعات
parts U قطعات یدکی
main members U قطعات اصلی
staff section U قطعات سمبه
web stiffeners U قطعات تقویتی
cable accessory U قطعات کابل
snake out U خارج کردن کالا از انبار ناو
assignment of space U تخصیص جا برای انبار کردن اماد
stowage U حق انبارداری انبار کردن کالا در کشتی
analects U قطعات ادبی منتخبات
catalogues U لیست قطعات کاتالوگ
catalogued U لیست قطعات کاتالوگ
catalogue U لیست قطعات کاتالوگ
catalogs U لیست قطعات کاتالوگ
cataloging U لیست قطعات کاتالوگ
cataloged U لیست قطعات کاتالوگ
authorized parts list U سهمیه مجاز قطعات
authorized parts list U لیست قطعات مجاز
cataloguing U لیست قطعات کاتالوگ
invar struts U قطعات فلزی ضد انبساط
fracturing U مو برداشتن قطعات و وسایل
bitty U متشکل از قطعات ریز
fragment U قطعات متلاشی خردکردن
fragmenting U قطعات متلاشی خردکردن
fractures U مو برداشتن قطعات و وسایل
object assembly test U ازمون الحاق قطعات
fractured U مو برداشتن قطعات و وسایل
fracture U مو برداشتن قطعات و وسایل
nomenclature U نام گذاری قطعات
common parts U قطعات یدکی عمومی
fragments U قطعات متلاشی خردکردن
rig in U باز کردن قطعات و باربندیها باز کردن وسایل و باربندی ناو
x site U سکوی روبازموقت برای انبار کردن مهمات
wiggly block test U ازمون قطعات موج دار
end product U قطعات حاصله دستگاه نهایی
weldment U قطعات بهم جوش خورده
shards U شکستن وبصورت قطعات ریزدراوردن
blocky U پرشده یا مشخص با قطعات مختلف
shard U شکستن وبصورت قطعات ریزدراوردن
component change order U دستور تغییر قطعات یک وسیله
component end item U قطعات و اقلام تجهیزات عمده
externals U مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
external U مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
bossing U ناف روی قطعات ریختگی قوز
bossed U ناف روی قطعات ریختگی قوز
materiel history U خلاصه وضعیت قطعات ووسایل یا کالاها
bosses U ناف روی قطعات ریختگی قوز
sketchbook U کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
collapsible form work U قالب قطعات پیش ساخته بتونی
sketchbooks U کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
boss U ناف روی قطعات ریختگی قوز
beef cuts U قطعات مختلف گوشت لاشهء گاو
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com