Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
yarn
U
افسانه پردازی کردن
yarns
U
افسانه پردازی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
mythopoeia
U
افسانه سازی رواج افسانه
fantasizes
U
وهم پردازی کردن
fantasising
U
وهم پردازی کردن
fantasises
U
وهم پردازی کردن
fantasize
U
وهم پردازی کردن
fantasised
U
وهم پردازی کردن
fantasizing
U
وهم پردازی کردن
fantasized
U
وهم پردازی کردن
to pull
U
افسانه جعل کردن
symbolized
U
نشان پردازی کردن نماپردازی کردن
symbolizes
U
نشان پردازی کردن نماپردازی کردن
symbolizing
U
نشان پردازی کردن نماپردازی کردن
symbolising
U
نشان پردازی کردن نماپردازی کردن
symbolises
U
نشان پردازی کردن نماپردازی کردن
symbolised
U
نشان پردازی کردن نماپردازی کردن
symbolize
U
نشان پردازی کردن نماپردازی کردن
post processing
U
پس پردازی
supererogation
U
بس پردازی
mythos
U
افسانه
fables
U
افسانه
make believe
U
افسانه
myth
U
افسانه
tale
U
افسانه
make-believe
U
افسانه
legendry
U
افسانه
myths
U
افسانه
fable
U
افسانه
replete with fables
U
پر از افسانه
romance
U
افسانه
mythus
U
افسانه
romances
U
افسانه
figment
U
افسانه
figments
U
افسانه
legends
U
افسانه
fictions
U
افسانه
legend
U
افسانه
tales
U
افسانه
fiction
U
افسانه
Synectics
U
بدیعه پردازی
naturalism
U
طبیعت پردازی
endocathection
U
به خود پردازی
exocathection
U
برون پردازی
rhythmization
U
نواخت پردازی
phraseology
U
عبارت پردازی
priority processing
U
اولویت پردازی
file processing
U
پرونده پردازی
head in the clouds
<idiom>
U
رویا پردازی
pseudologia fantastica
U
دروغ پردازی
ideation
U
اندیشه پردازی
image processing
U
تصویر پردازی
data processing
U
داده پردازی
Verbosity. Rhetoric.
U
عبارت پردازی
preprocessing
U
پیش پردازی
reminiscences
U
خاطره پردازی
reminiscence
U
خاطره پردازی
circumstantiality
U
حاشیه پردازی
teleprocessing
U
دور پردازی
multiprocessing
U
چند پردازی
batch processing
U
دسته پردازی
theorization
U
نظریه پردازی
crystal pulling
U
بلور پردازی
symbolism
U
نشان پردازی
call processing
U
فراخوان پردازی
supererogatory
U
وابسته به بس پردازی
list processing
U
لیست پردازی
document processing
U
متن پردازی
symbolization
U
نماد پردازی
dp
U
داده پردازی
data processing center
U
مرکزداده پردازی
mythomania
U
افسانه بافی
fabulize
U
افسانه گفتن
mythoppetic
U
افسانه خبر
mythography
U
افسانه نویسی
science fiction
U
افسانه علمی
mythologist
U
افسانه شناس
mythology
U
افسانه شناسی
mythographer
U
افسانه نگار
confabulation
U
افسانه بافی
fabliau
U
افسانه موزون
fabler
U
افسانه نویس
fabler
U
افسانه گو ناقل
mythical
U
افسانه امیز
paladin
U
پهلوان افسانه یی
fabulation
U
افسانه بافی
fabulist
U
افسانه نویس
fabled
U
افسانه مانند
fictionist
U
افسانه نویس
mythically
U
افسانه وار
story teller
U
افسانه نویس
mythopocic
U
افسانه ساز
mythopoeia
U
ایجاد افسانه
fabrication
U
افسانه بافی
fabulousness
U
افسانه بودن
list processing langauge
U
زبان لیست پردازی
wordprocessing program
U
برنامه واژه پردازی
hypergnosia
U
نکته پردازی بیمارگون
logomachy
U
بازی واژه پردازی
hypergnosis
U
نکته پردازی بیمارگون
multiprocessing system
U
سیستم چند پردازی
versification
U
شاعری قافیه پردازی
edp manager
U
مدیرداده پردازی الکترونیکی
oratory
U
فن خطابه سخن پردازی
scientific data processing
U
داده پردازی علمی
dp manager
U
مدیر داده پردازی
settings
U
گیرش صحنه پردازی
setting
U
گیرش صحنه پردازی
verbiage
U
درازگویی سخن پردازی
business data processing
U
داده پردازی تجاری
businedd data processing
U
داده پردازی تجاری
locutions
U
سبک عبارت پردازی
locution
U
سبک عبارت پردازی
distributed data processing
U
داده پردازی توزیعی
data processing center
U
مرکز داده پردازی
fictionalized
U
بصورت افسانه دراوردن
fabulous
U
افسانه وار مجهول
fabulously
U
بشکل افسانه یا دروغ
mythopoet
U
شاعر افسانه نویس
mythologize
U
بصورت افسانه در اوردن
fictionalising
U
بصورت افسانه دراوردن
fictionize
U
بصورت افسانه دراوردن
fictionalised
U
بصورت افسانه دراوردن
fictionalises
U
بصورت افسانه دراوردن
fictionalize
U
بصورت افسانه دراوردن
story teller
U
افسانه گو حکایت نویس
fictionalizes
U
بصورت افسانه دراوردن
fictionalizing
U
بصورت افسانه دراوردن
bribes
U
رشوه پردازی پرداخت نامشروع
bribed
U
رشوه پردازی پرداخت نامشروع
indemnification
U
تاوان پردازی جبران زیان
bribing
U
رشوه پردازی پرداخت نامشروع
bribe
U
رشوه پردازی پرداخت نامشروع
mythicize
U
بصورت افسانه یا اسطوره دراوردن
folkish
U
شبیه افسانه هاوعادات محلی
yarns
U
الیاف داستان افسانه امیز
yarn
U
الیاف داستان افسانه امیز
demythologize
U
از صورت افسانه بیرون اوردن
euhemerism
U
اساس تاریخی برای افسانه ها
folklike
U
شبیه افسانه ها وعادات محلی
mythologically
U
از روی افسانه یا تاریخ اساطیر
She takes great care of her appearance
U
خیلی بسرو وضع خود می پردازی
mythologer
U
متخصص علم الاساطیر افسانه شناس
rated through put
U
ماکزیمم توان عملیاتی ممکن برای یک دستگاه داده پردازی
Oedipus
U
ادیپوس
[افسانه یونانی]
[پدرش را کشت و با مادرش ازدواج کرد]
verism
U
رجحان اهنگ ها و روایات متداول برروایات و اهنگهای قهرمانی و افسانه امیز
lore
U
فرهنگ نژادی افسانه هاوروایات قومی فاصله بین چشم ومنقار
fullwrite professional
U
یک برنامه جدید واژه پردازی برای کامپیوتر مکینتاش که متن را با نمودارهای متمایل به مقصود کاملا" عجین میکند
phoenix
U
مرغ آتشین
[سیمرغ]
[نقش این پرنده افسانه ای در فرش های ترکی، چینی و ایرانی استفاده می شود.]
phraseologically
U
ازروی قاعده عبارت سازی به ایین سخن پردازی ازروی قاعده انشا
remote batch processing
U
پردازش دستهای از راه دور دسته پردازی از راه دور
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
U
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
U
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
captures
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
U
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo
U
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifies
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoot
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster
U
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
survey
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper
[metal or glass]
U
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
orients
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination
U
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orient
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orienting
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
calk
U
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
tae
U
پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
to appeal
[to]
U
درخواستن
[رجوع کردن به]
[التماس کردن]
[استیناف کردن در دادگاه]
to inform on
[against]
somebody
U
کسی را لو دادن
[فاش کردن]
[چغلی کردن]
[خبرچینی کردن]
assigns
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assign
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
concentrating
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrate
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
serve
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serves
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
buck up
U
پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
served
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
soft-pedaled
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
correct
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
infringe
U
تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
infringed
U
تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
preach
U
وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
sterilize
U
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com