English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (39 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
exhibit U ارائه دادن ابراز کردن
exhibited U ارائه دادن ابراز کردن
exhibiting U ارائه دادن ابراز کردن
exhibits U ارائه دادن ابراز کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
displaying U نشان دادن ابراز کردن
displayed U نشان دادن ابراز کردن
displays U نشان دادن ابراز کردن
display U نشان دادن ابراز کردن
propounds U پیشنهاد کردن ارائه دادن
propound U پیشنهاد کردن ارائه دادن
to put in U منصوب کردن ارائه دادن
porrect U منبسط کردن ارائه دادن
propone U پیشنهاد کردن ارائه دادن
rendered U ارائه دادن ترجمه کردن
renders U ارائه دادن ترجمه کردن
render U ارائه دادن ترجمه کردن
propounding U پیشنهاد کردن ارائه دادن
produced U اقامه کردن ارائه دادن سند
produces U اقامه کردن ارائه دادن سند
produce U اقامه کردن ارائه دادن سند
submitted U واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submitting U واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submits U واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submit U واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
To submit something to someone. U چیزی را به کسی تسلیم کردن (ارائه دادن )
misrepresentation U بد ارائه دادن
produced U ارائه دادن
bring forward U ارائه دادن
presents U ارائه دادن
produces U ارائه دادن
giving U ارائه دادن
give U ارائه دادن
gives U ارائه دادن
tendered U ارائه دادن
hold forth U ارائه دادن
presenting U ارائه دادن
presented U ارائه دادن
tenderest U ارائه دادن
present U ارائه دادن
produce U ارائه دادن
knuckle under <idiom> U ارائه دادن
put in U ارائه دادن
tendering U ارائه دادن
tender U ارائه دادن
submitted U ارائه دادن پیشنهادکردن
submits U ارائه دادن پیشنهادکردن
forthcoming U اماده ارائه دادن
submit U ارائه دادن پیشنهادکردن
put U ارائه یا توضیح دادن
putting U ارائه یا توضیح دادن
submitting U ارائه دادن پیشنهادکردن
to produce testimony U مدرک ارائه دادن
puts U ارائه یا توضیح دادن
allege U دلیل اوردن ارائه دادن
alleging U دلیل اوردن ارائه دادن
alleges U دلیل اوردن ارائه دادن
putting U ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
puts U ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
put U ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
project U ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
projects U ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
projected U ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
expressing U ابراز کردن
evince U ابراز کردن
evinced U ابراز کردن
evincing U ابراز کردن
divulges U ابراز کردن
evinces U ابراز کردن
lay bare U ابراز کردن
expressed U ابراز کردن
divulging U ابراز کردن
expresses U ابراز کردن
divulged U ابراز کردن
divulge U ابراز کردن
express U ابراز کردن
heart goes out to someone <idiom> U ابراز احساسات کردن
professing U ابراز ایمان کردن
professes U ابراز ایمان کردن
profess U ابراز ایمان کردن
evinces U معلوم کردن ابراز داشتن
evinced U معلوم کردن ابراز داشتن
evincing U معلوم کردن ابراز داشتن
evince U معلوم کردن ابراز داشتن
to say something to the effect that ... U ابراز کردن خود دایربراینکه ...
Everyone sends their regards to you. U همه بهت ابراز ارادت کردن.
authentication U به سند یا رونوشت مصذق ان اعتبار و اقتدار قانونی دادن به نحوی که در مقام اثبات قانونا قابل ارائه باشد
represents U ارائه کردن
represented U ارائه کردن
represent U ارائه کردن
lead proof U ارائه دلیل کردن
producing U اقامه ارائه کردن
forthcomming U اماده برای ارائه کردن
subsequent filing [application, documents] U ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
irreticence U ابراز
revelation U ابراز
manifestation U ابراز
manifestations U ابراز
revelations U ابراز
proposals U ابراز
proposal U ابراز
merriment U ابراز شادی
irreticent U ابراز کننده
empressement U ابراز صمیمیت
self assertiveness U ابراز وجود
presentation of evidance U ابراز دلیل
certificate of achievement U مدرک ابراز لیاقت
impemitently U بدون ابراز پشیمانی
expression U ابراز کلمه بندی
expressions U ابراز کلمه بندی
certificate of capacity U مدرک ابراز لیاقت
scope for one's energies U میدان برای ابراز فعالیت
self expression U ابراز وتصریح عقاید وخصوصیات خود
citations U تقدیررسمی از ابراز لیاقت تشویق نامه
Holy moly! <idiom> U اصطلاح برای ابراز تعجب یا حیرت
citation U تقدیررسمی از ابراز لیاقت تشویق نامه
holy cow ! [holy smoke !] <idiom> U اصطلاح برای ابراز تعجب یا حیرت
discipline U نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplines U نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplining U نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
brainstorming U گردهمایی که در آن همه چارهها و اندیشههای خود را ابراز میکنند
to depict somebody or something [as something] U کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن [وصف کردن] [شرح دادن ] [نمایش دادن]
ideologies U بحث و گفتگو در موردافکار و عقاید فکری که ابتدا"ابراز شده و نتیجه مسائل قبلی نباشد
ideology U بحث و گفتگو در موردافکار و عقاید فکری که ابتدا"ابراز شده و نتیجه مسائل قبلی نباشد
g scan U ارائه جی
exposures U ارائه
exhibition U ارائه
c display U ارائه سی
c scan U ارائه سی
ppi scan U ارائه پی پی ای
j scan U ارائه جی
j display U ارائه جی
offering U ارائه
exposure U ارائه
productions U ارائه
n display U ارائه ان
representations U ارائه
production U ارائه
representation U ارائه
h scan U ارائه اچ
h display U ارائه اچ
p scan U ارائه پی
k display U ارائه کی
k scan U ارائه کی
l display U ارائه ال
shew U ارائه
m display U ارائه ام
l scan U ارائه ال
displayed U ارائه
presentment U ارائه
range bearing display U ارائه بی
f display U ارائه اف
exposal U ارائه
n scan U ارائه ان
displays U ارائه
f scan U ارائه اف
displaying U ارائه
b display U ارائه ب
b scan U ارائه ب
m scan U ارائه ام
display U ارائه
exhibitions U ارائه
adductor U ارائه
d display U ارائه دی
presentation U ارائه
presentations U ارائه
g display U ارائه جی
d scan U ارائه دی
p display U ارائه پی
conducts U هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducting U هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducted U هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conduct U هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
presentations U ارائه عرضه
productions U ارائه ساخت
misrepresentation U بد ارائه نمودن
showing U ارائه اشکارسازی
offer U پیشکش ارائه
showed U ارائه نمایش
showings U ارائه اشکارسازی
offers U پیشکش ارائه
presentation U ارائه عرضه
offered U پیشکش ارائه
production U ارائه ساخت
renderable U قابل ارائه
shows U ارائه نمایش
presentability U قابلیت ارائه
show U ارائه نمایش
profert U ارائه سند
renderer U ارائه دهنده
to picture U شرح دادن [نمایش دادن] [وصف کردن]
probation U ارائه مدرک ودلیل
presenting bank U بانک ارائه کننده
devil's advocate <idiom> U [ارائه استدلال مخالف]
probational U ارائه مدرک ودلیل
documentation U ارائه اسناد یا مدارک
contract for supply U قرارداد جهت ارائه کالا
forthcoming <adj.> U آماده به ارائه [نزدیک به تحقق]
imageing model U روش یا مدل ارائه تصاویر
propounder U ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
Application may be filed by ... U مهلت ارائه تقاضا نامه تا ... است.
money player U ارائه کننده بهترین بازی درموقعیتهای دشوار
We would appreciate it if you could provide us with some information about ... U ما سپاسگزار می شویم اگر اطلاعاتی در باره ... به ما ارائه کنید.
reduces U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com