English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
short U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shorter U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shortest U اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
interface U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces U 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
port U مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خارج کردن یا ارسال داده به ماشین دیگر یا وسیله دگر میدهد
pad U ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads U ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
short circuit U اتصالی مدار
bonding U گیره اتصالی اتصال بدنه
pin U یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinned U یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinning U یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
earth U اتصالی در مدار که نشان دهنده پتانسیل صفر است
earths U اتصالی در مدار که نشان دهنده پتانسیل صفر است
short circuit U اتصالی شدن دو سیم برق اتصال کوتاه
joysticks U مدار و اتصالی که برای واسط بین goystick و کامپیوتر است
joystick U مدار و اتصالی که برای واسط بین goystick و کامپیوتر است
port U مدار و اتصالی که امکان ارسال و دریافت داده موازی میدهد
i/o U مدار یا اتصالی که حاوی کانال ورودی / خروجی به وسیله دیگر است
inputted U مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان دریافت داده از وسیله خارجی میدهد
interface U مدار کامپیوتری را اتصالی که به داده موازی امکان ارسال و دریافت میدهد.
interfaces U مدار کامپیوتری را اتصالی که به داده موازی امکان ارسال و دریافت میدهد.
input U مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان دریافت داده از وسیله خارجی میدهد
plug U اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
plugging U اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
plugs U اتصالی که وارد سوکت میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
input/output U مدار یا اتصالی که حاوی کانال ورودی /خروجی برای وسیله دیگر است
reference junction U اتصالی در سیستم ترموکوپل که دمای اتصال دیگر نسبت به ان سنجیده میشود
output U مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خروجی یا ارسال داده به وسیله یا ماشین دیگر میدهد
outputs U مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خروجی یا ارسال داده به وسیله یا ماشین دیگر میدهد
port [software] U دریچه ای [مدار و اتصالی] که امکان ارسال و دریافت داده را میدهد [نرم افزار] [رایانه شناسی]
universal joints U اتصالی گردان چهارشاخه گاردان اتصالی ازاد یا هرزگرد
two phase connection U اتصال یا مدار دو فازه
main circuit connection U اتصال مدار اصلی
jumpers U اتصال موقت روی تخته مدار
connect U اتصال دو نقط ه مدار یا شبکه ارتباطی
connects U اتصال دو نقط ه مدار یا شبکه ارتباطی
jumper U اتصال موقت روی تخته مدار
switched U یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
switch U یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
switches U یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
parallelled U مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
paralleling U مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallel U مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallelling U مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
paralleled U مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallels U مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
ground U اتصال مدار الکتریکی به زمین یا به نقط های با سطح ولتاژ صفر.
piggyback U اتصال در مدار مجتمع به صورت موازی . یک روی دیگری برای حفظ فضا
port U مدار یا اتصال که به کامپیوتر امکان دریافت داده از وسایل خارجی دیگر میدهد
outlets U اتصال یا نقط های در مدار یا شبکه که سیگنال یا داده قابل دستیابی است
outlet U اتصال یا نقط های در مدار یا شبکه که سیگنال یا داده قابل دستیابی است
piggybacks U اتصال در مدار مجتمع به صورت موازی . یک روی دیگری برای حفظ فضا
duplex U مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplexes U مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
serial U اتصال و مدار برای تبدیل داده موازی در کامپیوتر از حالت سری به صورتی که هر بیت یک بار روی سیم ارسال شوند
serials U اتصال و مدار برای تبدیل داده موازی در کامپیوتر از حالت سری به صورتی که هر بیت یک بار روی سیم ارسال شوند
male connector U ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
local U اتصال مستقیم یا باس بین یک وسیله و پردازنده بدون هیچگونه مدار منط قی یا بافر یا رمزگشا در بین
locals U اتصال مستقیم یا باس بین یک وسیله و پردازنده بدون هیچگونه مدار منط قی یا بافر یا رمزگشا در بین
simm U تخته مدار کوچک و فشرده با یک لبه اتصال در امتداد یک لبه که قط عات حافظه فرفیت را حمل میکند
linkages U مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkage U مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
edge card U یک تخته مدار که دارای قطعات باریک اتصال در طول یک لبه بوده و برای متصل شدن بارابط لبه طراحی شده است
extensions U طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
extension U طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
edge U تخته مدار چاپ شده که چندین نقط ه تماس روی لبه اش دارد که باعث وارد شده آن در لبه اتصال میشود
edges U تخته مدار چاپ شده که چندین نقط ه تماس روی لبه اش دارد که باعث وارد شده آن در لبه اتصال میشود
expansion slots U شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
plug compatible U دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
damp U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampest U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampers U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
gain U پیدا کردن
to look up U پیدا کردن
to figure up پیدا کردن
averages U پیدا کردن
detecting U پیدا کردن
averaged U پیدا کردن
smell out U با بو پیدا کردن
average U پیدا کردن
detect U پیدا کردن
to pick up U پیدا کردن
detected U پیدا کردن
averaging U پیدا کردن
to search out U پیدا کردن
gained U پیدا کردن
tracked U پیدا کردن
finds U پیدا کردن
pin point U پیدا کردن
acquire پیدا کردن
track U پیدا کردن
find U پیدا کردن
to pluck up one's heart U دل پیدا کردن
detects U پیدا کردن
tracks U پیدا کردن
gains U پیدا کردن
give tongue U عوعو کردن در پیدا کردن بوی شکار
touted U خریدار پیدا کردن
preempt U حق تقدم پیدا کردن
to think out U با فکر پیدا کردن
dampened U رطوبت پیدا کردن
tout U خریدار پیدا کردن
to work out something U حل چیزی را پیدا کردن
to take umbra at U رنجش پیدا کردن از
dampening U رطوبت پیدا کردن
stammers U لکنت پیدا کردن
dampens U رطوبت پیدا کردن
converging U تقارت پیدا کردن
touting U خریدار پیدا کردن
hade U تمایل پیدا کردن
to win fame U شهرت پیدا کردن
come to an agreement U موافقت پیدا کردن
demonetize U تنزل پیدا کردن
To find a way out. To find a remedy. U چاره پیدا کردن
equation of payments U قاعده پیدا کردن
prove opplicable U مصداق پیدا کردن
to become a necessity U لزوم پیدا کردن
take to U تمایل پیدا کردن به
stammer U لکنت پیدا کردن
stammered U لکنت پیدا کردن
to take a ply U تمایل پیدا کردن
touts U خریدار پیدا کردن
dampen U رطوبت پیدا کردن
to spring a leaguer U رخنه پیدا کردن
liaised U ارتباط پیدا کردن
decline U شیب پیدا کردن
declined U شیب پیدا کردن
declining U شیب پیدا کردن
liaises U ارتباط پیدا کردن
declines U شیب پیدا کردن
in the doghouse <idiom> U مشکل پیدا کردن با
qualify U شایستگی پیدا کردن
take to U تمایل پیدا کردن
liaise U ارتباط پیدا کردن
qualifies U شایستگی پیدا کردن
shield U حفاظ پیدا کردن
converged U تقارت پیدا کردن
converges U تقارت پیدا کردن
luff U لنگر پیدا کردن
converge U تقارت پیدا کردن
liaising U ارتباط پیدا کردن
shields U حفاظ پیدا کردن
composite circuit U مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است
switching U مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند
inferior planet U سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد
waver U فتور پیدا کردن دو دل بودن
respiring U امید تازه پیدا کردن
wavered U فتور پیدا کردن دو دل بودن
to rummage out U با جستجوی زیاد پیدا کردن
hit on/upon <idiom> U پیدا کردن چیزی که میخواهی
respires U امید تازه پیدا کردن
respired U امید تازه پیدا کردن
respire U امید تازه پیدا کردن
to make the pot boi; U معاش خود را پیدا کردن
find and replace U پیدا کردن و جایگزین نمودن
genealogize U شجره کسی را پیدا کردن
overmaster U مهارت کامل پیدا کردن در
wavers U فتور پیدا کردن دو دل بودن
wavering U فتور پیدا کردن دو دل بودن
out maneuver U برتری مانور پیدا کردن
to come to an understanding U پیدا کردن سازش پیداکردن
to nerve oneself U قوت قلب پیدا کردن
cabbages U کش رفتن رشد پیدا کردن
to pick out U باگوش پیدا کردن دریافتن
radar trapping U اختلال پیدا کردن رادار
pay dirt <idiom> U زیر خاکی پیدا کردن
read between the lines <idiom> U پیدا کردن مفهوم ضمنی
cabbage U کش رفتن رشد پیدا کردن
deeping of capital U عمق پیدا کردن سرمایه
to pick up U فراگرفتن دوباره پیدا کردن
shocked U هول وهراس پیدا کردن
shocks U هول وهراس پیدا کردن
shock U هول وهراس پیدا کردن
bilge U رخنه پیدا کردن تراوش کردن
swells U ورم کردن برجستگی پیدا کردن
swell U ورم کردن برجستگی پیدا کردن
asphyxiated U مختنق کردن خناق پیدا کردن
fumbles U لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
asphyxiates U مختنق کردن خناق پیدا کردن
swelled U ورم کردن برجستگی پیدا کردن
fumble U لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
asphyxiate U مختنق کردن خناق پیدا کردن
asphyxiating U مختنق کردن خناق پیدا کردن
fumbled U لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
rub U اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
make out U معنی چیزی را پیدا کردن سردراوردن از
to get a meat for a bird U برای مرغی جفت پیدا کردن
to orient oneself U چهار سوی خود را پیدا کردن
to turn round U برگشتن عقاید دیگری پیدا کردن
wavers U تردید پیدا کردن تبصره قانون
waver U تردید پیدا کردن تبصره قانون
rubs U اصطکاک پیدا کردن ساییده شدن
to get the upper hand U برتری جستن تفوق پیدا کردن
unbalance U بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
to seek somebody out U جستجو برای پیدا کردن کسی
unbalances U بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
unbalancing U بر هم زدن اختلال مشاعر پیدا کردن
wavering U تردید پیدا کردن تبصره قانون
scare up <idiom> U ازروی اثراتی چیزی را پیدا کردن
rut U شور پیدا کردن فحل شدن
wavered U تردید پیدا کردن تبصره قانون
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com